‏نمایش پست‌ها با برچسب بخشی از یک شعر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بخشی از یک شعر. نمایش همه پست‌ها

۱۱ آذر ۱۳۹۰

-559-


مستت می‌کند اندوه...

تاب سکوتم نبود... تمام شب، تا خوابم ببره، گشتم دونه دونه شعرها رو پیدا کردم و گذاشتم بخونند، برای من بخونن... محتاج صدا بودم... صدای دیگری... نه صدای خودم، نه صدای اشباح...

۳ تیر ۱۳۹۰

-467-

و سطر اول این بود:

حیات، غفلت رنگین یک دقیقه «حوا» ست.

سهراب سپهری

دلم شکست.

... می‌دونم، انصاف نیس که این جوری گاه به گاه، با همچین جمله‌ای اینجا رو به روز کنم... پس می‌نویسم که یادم بمونه که همه چی – تقریبن- به خوبی می‌گذره و من خوبم.

در عجبم، باد این همه ابر رو از کجا می‌اره که تمام روز توی آسمون چرخ بخورن، جمع شن و اون وقت تمام شب ببارن و فردا روز از نو و روزی از نو...

برای خودم: باورم نمی‌شد که هنوز کلمات، همین کلمات ساده، کنار هم جمله‌هایی رو بسازن، این قدر تلخ و رنج‌آور... حالا که نوشتم، می‌بینم که خیلی هم حادثه عجیبی نیس، بارها پیش اومده بود، همیشه تلخ و بد... فقط از یادم رفته بود. این جا که سکوت، کلام غالب‌ه و روزها به حرف‌های محدود روزمره می‌گذرن، شنیدن جمله‌هایی که مثل چاقو ببره و زخم کنه باید هم این طور سخت به نظر بیاد...

۲ فروردین ۱۳۹۰

-435-


هشدار كه گر وسوسه عقل كنی گوش

آدم صفت از روضه‌ی رضوان به درآيي

حافظ



۳۰ تیر ۱۳۸۹

-289-


وقتي تو نيستي

تمام خانه ما درد مي‌كند.

....

نزار قباني

" نورا " به دلم ننشست. هيچ ننشست... چرا؟ نمي‌دونم

براي برشور معرفي نمايش شعري از "نزار قباني" انتخاب شده بود كه با دو خط بالا شروع مي‌شه، همين دو خط كافيه كه منو پر كنه... پر كنه از لذت جادوي كلمات...


۳۰ خرداد ۱۳۸۹

-263-


تمام اين مسافرخانه‌

از عطر دست‌هاي تو

پر خواهد شد

***

دهان اگر باز كند

اين چمدان

حافظ موسوي

۲۸ شهریور ۱۳۸۸

-55-


درخت کوچک من به باد عاشق بود

باد بی‌سامان

کجاست خانه باد... کجاست خانه باد.

فروغ. فرخ‌زاد


*برای کسی‌که گمانم به باد عاشق بود و عکس‌هاش عمق داشت و انگار رنگ‌ها از توی عکس‌هاش سرریز می‌شد.



۲۰ مرداد ۱۳۸۸

3-

روز سیاه، روز عزا و روز دود...

مگه وارطان کی بود...

بگریز یعقوب بروایه... بگریز.

* از شمس لنگرودی